X
تبلیغات
شعر
نظر شما راجب این سایت ؟





آهنگ

...به سایت خودتون خوش اومدید... onLoad and onUnload Example

...برای بهتر اجراشدن امکانات از مرور گر اکسپلورر استفاده نمایید...

در این توهمات پیچ در پیچ خاکستری

شاید که دستی سرخ

کبودی گونه های تاریخ را مرهم می نهد

در همین نزدیکی

زیر بار تکرار ثانیه هایی که مدام

چنگ در گریبان هم می زنند

دستی سبز از طراوت گونه ها ی فقر

تیله های بلورین دلی شکسته را

سوال می کند!

شاید که این هجوم کهنه می خواهد

از حلقوم نقره ای آلونک های سر به فلک کشیده

سهم عریان و لخت اندیشه هایی که در باد

بر خود می لرزند را

بستاند

شاید که آن پر نور ترین ستاره

و تمامی ستارگان دیگر

که در قلبشان ذره ای عدالت موج نمی زند

توهمات نورانی ای هستند

که در درون با سیاهی آمیخته اند

شاید که اوج لذت این ستاره ها

به تولد سیاه چاله ها ختم خواهد شد

کاش سیاه چاله ها هم به صداقت قاصدک ایمان می آوردند

کاش قاصدک ها هم می توانستند معجزه کنند

آن وقت شاید آن پرنورترین ستاره

می توانست

عدالت را استنشاق کند

وشاید که عدالت از شیقه های زمان بالا می رفت

و دیگر ثانیه ها دست در گریبان هم نمی کردند.



:: دسته موضوعات : شعر ،
نویسنده :
تاریخ ارسال پست : سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۱

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند
معنی کور شدن را گره ها میفهمند
سخت است بالا بروی ساده بیای پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند
یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند . . .



:: دسته موضوعات : اس ام اس ، پیامک شما ، شعر ،
نویسنده :
تاریخ ارسال پست : يکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۱
دست هايم به آرزوهايم نمی رسند 
آرزوهايم بسيار دورند 
ولی درخت سبز صبرم می گويد 
اميدی هست ، خدايی هست 
اين بار برای رسيدن به آرزوهايم 
يک صندلی زير پايم می گذارم 
شايد اين بار 
دستم به آرزوهايم برسد


:: دسته موضوعات : اس ام اس ، پیامک شما ، شعر ،
نویسنده :
تاریخ ارسال پست : يکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۱
تیغ بر فرق عدالت زده و خندیدند
خون به ابعاد غریبی علی پاشیدند
زاغ‏ها از دل شب کنده و بر روز زدند
روز و شب، گوشه محراب به هم پیچیدند
زخم بر سلسله باور و ایمان افتاد
همه افلاک از این زخم به خود لرزیدند
شب پر از رخوت نامردی مردم گردید
آسمان، ماه، ستاره، همگی خوابیدند
صبح، امّا دو سه تا کاسه شیر آوردند
کودکانی که علی را همه شب می‏دیدند
هق هق چاه شناور شده در گریه نخل
همه از هم فقط از درد علی پرسیدند


:: دسته موضوعات : مناسبات ، شهادت و وفات ، شعر ،
نویسنده :
تاریخ ارسال پست : شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱
بگشا به سرا پرده جان باب علی را
سرمشق خود ای دل بکن آداب علی را
تا رتبه این مظهر حق رابشناسی
بشمار یکایک همه القاب علی را
فرمان خدا بود که در مسجد احمد
درها همه بستند، مگر باب علی را
زیرا که علی، خانه یکی شد شب میلاد
خود بیت خدا دان، دل حق‏یاب علی را
دنیای دنی، جای کسی همچو علی نیست
آغشت به خون، روی جهان‏تاب علی را
تا رد نکند خالق او، خواهش اورا
ز آن رنگ شهادت زده، محراب علی را


:: دسته موضوعات : شعر ،
نویسنده :
تاریخ ارسال پست : شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱